بسم الله الرحمن الرحیم
سلام منم سورنا
بازم اومدم این بار هم با یه قسمت دیگه از زندگی کوروش کبیر.
تسخیر مستعمرات یونانی در آسیای صغیر
یونانیان ساکن در آسیای صغیرکه بیشتر به نام ایونیان
معروفند از سرعتی که در تسخیر لیدی به کار رفته بود
غافلگیر شدند و لابد به فکر دفاع از خویش افتادند،نظیر
همین امرهم البته برای یونانیان سرزمین اصلی و جزایر
دریای اژه اتفاق افتاد .
آنها به حقیقت نیروی نظامی قابل اعتنایی نبودند که شهریار
ایران بخواهد در محاسبه های جنگ و صلح به اندیشه آورد .
کوروش سپس تمامی شهرها و مراکز جمعیتی یونانی نشین
آسیای صغیر و همچنین جزایر مسکونی یونانیها همانند
لسبوس و خیوس را هم تصرف کرد و مهر قاطع فرمانروایی
خود را بر جبین آنها نهاد.
یونانیهای دیگری نیز بودند که از باب ترسانیدن چشم های آرتش
ایران و فرماندهان آن بر مستقر اصلی خود و از جمله دولت –
شهر اسپارت متوسل شدند ، که مشهور به جنگجویی بود.
اسپارتیان به نوبه خود سفیرانی به خدمت کوروش اعزام داشتند
و سعی در ارعاب و تهدید وی کردند.
جالب استکه پادشاه ایران در پاسخ تندی ها و عتابهای سفیران
گفت که :«{ من از مردمی که در میدانها جمع می شوند تا به قید
سوگند به یکدیگر دروغ بگویند هرگز بیمی نداشته ام ، اگر زنده
ماندم ،چنان کنم که شما به جای سخن گفتن از ایونی ها (ساکنان مستعمرات یونان در
آسیای صغیر )از بد بختی های خودتان
سخن بگویید.}»
هنوز سالی از بازگشت پادشاه کامکار و دوراندیش نگذشته بود
که سراسر خطه پهناور آسیای خرد : همانند "فریگیه " کیلیکیه
و لیکیه به تصرف آرتش پیروزمند درآمد و قاطعیت سرداران و
فرماندهان ایرانی ، همراه با دستور العملهای محکم و منظبطی
که از سوی کوروش صادر شده بود ، اراده ایران برای تثبیت و
تداوم قدرت برتر خویش را به اثبات رسانید.
روال کار بدین سان بود که برای هر یک از مناطق تحت فرمان
فرمانروایی جداگانه انتخاب شود تا از اتحاد دوباره مراکز قدرت پیشین جلوگیری به
عمل آید و مجال تمرد و سرکشی به مدعیان
متعدد داده نشود .
کوروش از همان آغاز مسلم ساخته بود که در زندگی داخلی و شیوه های امرار معاش و نیز آزادی های بر حق
انسانی هیچ شهر
و جمعیت و مردمی دخالت نخواهد کرد و همان که سیادت فرمانروایی ایران را ب
ه عنوان نظام بخش جدید منطقه به رسمیت بشناسند ، برای وی کفایت خواهد کرد.
برخي از يونانيان سركش هم ،كه نمي خواستند به مقدرات جديد
گردن بگذارند، مانند اهالي شهرهاي : فوسه و تئوس به نقاط ديگر
مهاجرت كردند و هيچ كس مانع جا به جايي انها نشد.

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سورنا دوستدار تموم بچه های پاک آریا
به نام اهورای نور بخش
با عرض سلام
تمام بچه های گل آریایی ادامه مطالب آپ کوروش با عنوان
پادشاهی کوروش و فتوحات او
تسخیر لیدی
تصرف لیدی از این بابت مهم است که در متون یونانی معاصر واقعه
و بعدتر به تفضیل ازآن یاد شده است.
هرودوت می گوید:که کوروش پس از تصرف ماد ، سازمان حکومتی و اداری
خود رادر شرق مستقر کرد و در اندیشه بنای شهری برآمد که بعدها تخت جمشید نام گرفت کرزوس اخرین پادشاه لیدی و متمولترین پادشاه جهان در پایتخت ثروتمند خود سارد سلطنت میکرد و تحولات وقایع ماد را به دقت زیر نظر داشت
واقعیت این است که این فقط کرزوس نبود که پس از انظمام ماد
به پارس و بزرگ شدن یک قدرت نو پای توانمند و پویا دچار
دلواپسی شده بود ، بلکه سه دولت نامی ان زمان یعنی لیدی ،
بابل و مصر به توهم مشترکی رسیده بودند لیدی برای دور نگهداشتن حریف
تازه کار ولی نیرومند اتحاد با دول بابل و مصر را یک پیروزی میدانست،
هر چند که رقابتهای اقتصادی کهن در میان مللی که هر کدام به یک نحو
در سرنوشت منطقه سهیم بودند و هر گاه لازم می دیدند آتش جنگ و دشمنی را در میانشان شعله ور می ساخت کرزوس البته در صدد جلب همراهی
شهر ها و مستعمرات یونانی- آسیایی نیزبود و به همین دلیل
ابتدا شهر میلیت و آنگاه شهرهای دیگر را با خود متحد کرد
تا در موقع لزوم بتواند از امداد انها بهره گیرد
سپاه لیدی در اقدامی پیشگیرانه به ایران حمله کرد و توانست بر پتریوم محل پایتخت قدیم هیتی ها بود
تسلط یابند و در نبردی هم که متعاقبآ با ارتش ایران داشتند ایستادگی جانانه ای
نشان دهند. به تعبیر هردوت ، در آن هنگام در اسیا هیچ قومی به درجه مردمان لیدی متهور و بی باک نبودند.
همین امر دست به دست آسوده خیالی های دیگر کرزوس ،
کوروش را در موقعیتی قرار میداد که از حداکثر دانایی و بصیرت
سیاسیو-نظامی خویش استفاده کند .
لذا به مجرد اینکه اخبار پراکنده ساختن نیروهای رقیب به وی رسید
در صدد برآمد که بادولت بابل به مذاکره بپردازد و قرارداد صلحی با
نبونید حاکم آن دیار ببندد آرامش خاطری که نصیب کوروش شد
او را مصمم ساخت قشون زبده و ورزیده ای که تدارک
دیده بود ، به قصد تسخیر سارد حرکت کند .
جنگ سختی در گرفت چه هر دو طرف میدانستند که با مسئله بقا و فنای
حتمی خود مواجه اند.
نبوغ فرمانده ای و قابلیت های جنگی مردی که نقاط ضعف دشمن را به سرعت
تشخیص میداد و با گزیده سواران بی باک و متهور ،
مستقیم به قلب آنها می تاخت ، کار خود را کرد و سواران دلاور کرزوس را
چنان در مانده ساخت که نظم اردوی او را در هم ریختند
و با دادن تلفات زیاد از صحنه عقب نشستند.
فتحی بزرگ و نمایان نصیب امپراطوری ایران گردید.
کرزوس و نزدیکان او که در عرصه پای فشرده بودند
، دستگیر و اسیرشدند و شهریار پارس ، نخست سارد را تسخیر کرد
و پس از آن بر سرار لیدی فرمانروایی یافت .
باری، کوروش رفتار نجیبانه و مودب با کرزوس در پیش گرفت
و چنان که معروف است، مدتی طولانی او را محترم شمرد
و در سلک مشاوران و نزدیکان خویش نشانید.
عواید مالیاتی یک شهر لیدی را نیز به عنوان تیول
به او داد تا ما بقی زندگی خود را به گونه ای مناسبادامه دهد.

و او پدری دلسوز بود از برای میهن و مردم.
به نام یزدان پاک
سلام به تموم بچه های گل دیار آریا
با عرض معذرت از اینکه چند وقتی نبودم
که همش به خاطر مشکلاتی بود که برام تو این صدو اندی
روز پیش اومد .ادامه مطالب اپ کوروش با
عنوان:
آغاز پادشاهی کوروش کبیر
نخستین کاری که کوروش پس از پیروزی بر پادشاهی
ماد انجام داد، انتخاب شهر بزرگ و با سابقه همدان به عنوان پایتخت
دولت رو به توسعه خود بود.
درست استکه کوروش واخلاف او، در تمامی دوران حکمرانی خود از
پایتختهای دیگری شوش و ری و پارسه استفاده کردند و فرضآ ایام بهار
را در همدان می گذرانیدند و پاییزو زمستان را هم به متناوب را در پارسه وشوش
به سر می آوردند ولی اهمیت همدان به عنوان خاستگاه نخستین
دولت مقتدر آریایی در شرق و آن هم با قدمتی چند صد ساله بر کسی پوشیده نبود.
و دودمان سلطنتی هخامنشی هم که خود را وامدار و وارث برحق
برادران مادی خویش می دانست ، جدآ این پیوستگی ها را محفوظ می داشت.
بی گمان ظهور قدرت جوان هخامنشی به رهبری مرد با کفایتی چون
کوروش،دلواپسی های بسیاری در کشورهای همسایه ایران می آفرید.

جملگی پی بردند که دولت جوان هخامنشی با سرعت عمل و توانی که از خود
نشان داده به صورتی ناگزیر درصدد بسط متصرفات خویش است.
بر همگان روشن بودکه جنگ یک علامت استثنایی از شیوه های کارایی دولتهاست
حتی اگر این کارایی را از نظر دامنه بسیج نیروهای مولده انسانی،
مادی،نظامی،فنی و... که ضرورت آن را تحمیل کند، قضاوت کنیم .
حکومت و تشکیلاتی که دست به این کار میزند باید در مرتبه
بالا از استحکام سازمانهای داخلی و
انسجام ملی و قوت و اراده خود باشد.
بهشت دیگریست ایران
به نام اهورا مزدای جان افرین
با سلام خدمت بچه های پاک اریایی در خدمتتون هستم با
قسمت دیگه ای از اپ کورش کبیر و این بار با عنوان
نیاکان کورش
با اینکه در ذکر همه اسلاف صاحب اعتبار کورش در نزد محققان
اتحاد نظر وجود ندارد و کسانی نیز به تعداد فرمانروایان پیشین والبته محلی و
منطقه ای بودن برخی از انان تاکید ورزیده اند ولی شکل قابل قبول این استکه
پس از هخامنش جد خاندان شاهان زیر دارای نام و نشان بوده اند:
۱-چیش پش ۲- کمبوجیه ۳-کوروش ۴-چیش پش
۵-کوروش ۶-کمبوجیه ۷-کوروش سوم (بزرگ)

به تعبیر هردوت قبایل پارسی در زمان استقرار در منطقه ای که نام انها را
بر خود پذیرفته بود و از کرمان تا خوزستان امتداد داشته است
ده طایفه بوده اند که عبارتند از :
۱- پاسار گادیها ۲-مرفی ها ۳-ماسپیان ها۴-پانتالی ها
۵- دروزی ها ۶-گرمان های شهر نشین ۷- ساگارتی ها۸- مردها ۹-دروپیکها ۱۰-دائینها
این که چنین ترکیبی در همه ادوار عمر سلسله هخامنشی حفظ شده باشد
محل تردید است ولی بی شبهه کوروش از دودمان پاسارگادیهای شهر نشین
بوده و در زمره نجیب ترین و بر جسته ترین اقوام پارس به شمار می رفته.
تاریخ جانشینش کوروش را حدو سال ۵۵۷ق.م رقم زدهانر و اگر جا به جایی
قدرت ماد با نواده آژدیهاک را در همان محدوده سال ۵۵۰ق.م بدانیم یک نکته محرز
محرز است که کوروش پیش از دست زدن به چنان اقدام بزرگی که با سه جنگ
همراه بود به مدت دست کم هفت سال تجربه اداره
سرزمینهای پارس وانزان(انشان)را داشته است.

و او پاک مردی بود از دیار پارس.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
موضوع اپ بعدی اغاز پادشاهی کوروش کبیر.
فعلآ تا دیدار بعد .
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت بچه های گل اریایی
قسمت دوم از اپ کورش کبیر رو با عنوان
کورش بزرگترین پادشاه جهان
تقدیم شما![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
کورش بزرگ موسس امپراطوری هخامنشی یکی از خوش نام ترین
فرمانروایان در تاریخ جهان است که همه اقوام و ملل و مورخان یونانی و بابلی مانند
هرودوت گزنفون کتزیاس و بروسوس از او به نیکی یاد کرده اند. وذر کتیبه های به جا مانده
و کتابهای دینی از جمله کتاب مقدس یهودیان در تواریخ ایام
عزرا واشعیا از او به نیکی یاد شده است در کتاب مقدیس برای نخستین بار از این
سردار ایرانی به عنوان مسیح (نجات دهنده )یاد شده است
خداوند به مسیح یعنی کورش که دست راست او را گرفتم تا به حضور او
امتها را مغلوب سازم و کمرهای پادشاهان را بگشایم تا درها را در مقابل وی مفتوح نمایم
و دروازه ها دیگر بسته نشود چنین می گوید...(اشعیا ۱۳/۱۹ ۲۲)
در میان همه حکمفرمایانی که از اغاز حضور ایرانیان در سرزمینی که
به نام خودمان ایران یا کشور نجبا نامیده شده فرمانروایی کرده اند صرف نظر از
پادشاهان اعصار اسطوره ای و قهرمانی که در هاله ای از نور امیدها
و انتظارات شکوهمند ملی غرق اند شاید هیچ کسی را نتوان
یافت که در مقیاسهای دسترس پذیر انسان از فضایل کم مانند چون کورش برخوردار
شده باشد به طوری که تفاوت مرتبه اخلاقی او حتی با اخلاف بلا فصلی که
به نوبه خویش برترینهای همه تاریخ این ملک شمرده میشوند فاصله عظیمی را در بر می گیرد
بنیان گذار نخستین و بزرگترین امپراطوری جهان تا امروز از ویژگیهایی
بر خور دار بوده است که مانند نوع حکومتی که از خود باقی گذاشت
خصوصیاتی منحصر به فرد و غیر قابل رقابت دارد .
اهمیت این مرد بزرگ و برجسته و نامدار بیش از همه در این است که انسانی زمینی است
و مانند همه ابنائ نوع خود (پارسیان عصر) صفات و خلقیاتی کاملآ
انسانی و ایرانی دارد.
با اراده و صاحب عزم است از هوشی سرشار و نیروی ادراکی قوی بر خوردار است
مظهری از صفات عالی چونان جوانمردی: مروت ":ایثار
استقامت و فداکاری را عرضه می کند.
به قول و قرارها سخت پای بند است ضعیفان و عاجزان را در بر میگیرد
و مورد حمایت قرار میدهد . به هنگام جنگ و مبارزه دلیر و اندیشمند و بی باک است
و به وقت صلح رئوف و خطا پوش و بلد نظر .
در نهایت رفتار او به گونه ای است که دوست و دشمن و خویش و بیگانه
آرزو میکنند که جز او سایه ای دیگر بر سرشان نباشد.

به نام خدای مهربان
سلام به بچه های اریایی چند وقتی بود که به خاطر پاره ای از مشکلات پیش آمده نمی تونستم مطلبی
ارسال کنم اما حالا اومدم تا جبران کنم همون طور که قول داده بودم مطالبی سریالی درباره ی سردار
بزرگ ایران و پادشاه مقتدر جهان {کورش کبیر } میخوام ارسال کنم امیدوارم با انتقاد های سازنده ی
خودتون منو تو نوشتن مطالب تاریخ کشورمون یاری کنید.
کورش کبیر که بود؟
کورش {سایرس}نام معروفیست و در روزگار نه چندان دور از متداولترین نامهای مردانه در امریکا بوده.
سایرس تلفظ انگلیسی نام کورش است .يونانيها چون مخرج شين ندارند كورس تلفظ كرده اند و به
تدريج به فرانسوي سيروس و انگليسي سايرس تلفظ شد. در باب معني اين نام هاولد لمب معتقد است
كه كلمه كورش در زبان قديم شوشي به معناي چوپان امده چنان كه در كتاب عهد عتيق كتاب اشعيا
باب44 خدا آن پادشاه را شبان خود خوانده ولي به عقيده دانشمندان ديگر نظير يوستي الماني اين نام
از ريشه ايراني است و به معني خور يا خورشيد است.
در پيرامون اين نام اقوال مشهوري ميا ما هست نظير خط روي ديوار قوانين پارسها و مادها مغان و
خرد مندان خاور معماي مردم {هيتي}كه وقتي مرموز بود تا حدي معلوم گشته تمدن ميفوي ها كه در
سواحل درياي بزرگ يعني مديترانه وجود داشت تعيين شده و دولت هخامنشي كه بعد از كوروش ظهور
كرد به تفضيل در وقايع نامه ها ثبت گرديده ولي شخص كوروش هنوز مرموز است كه اين هم ناشي از
وجود داستانهاي يوناني و غير انست درباره ي ان پادشاه بزرگ.از منشآ مجهولي ظهور نمود با اينهمه
اولين دولت جهاني منظم را پديد اورد.وي فكر يا ارمان نويني به وجود اورد كه بر فرض محال هم كمال
مطلوب نبوده باشد در هر صورت سير تاريخ را عوض كرد و جهان باستان و ادوار عهد {اورد}كلده و فراعنه
و اشور و بابل را پايان داد .
ادامه مطلب در اپ بعدي ...............................لازم به ذكر است كه اين
مطالب مربوط به تحقيقي است كه در سال 85-84 براي نمايش در نمايشگاه تاريخ به دبير تاريخ خود
عرضه كرده بودم.
سورنا دوستدار تموم بجه های پاک اریا یی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

به نام خدای مهربان
سلام خدمت بچه های گل آریایی و ممنون از حضور سبزتون.
می دونم به نظر بیشتر شما ها مطرح کردن این موضوع (فیلم ۳۰۰) بعد از گذشت چند مدت از طرح
رسانه ای اون کمی خوب به نظر نرسه. ولی می خواستم بگم شاید به خاطر همین نوع تفکرات ما بود
که دشمنان ما به خودشون اجازه دادن که فرهنگ و تمدن ۱۵۰۰۰ ساله ما رو به ۲۵۰۰ سال تقلیل بدهند
و این کار رو طوری انجام دادند که حتی بیشتر ایرانیان هم به اشتباه فرهنگ ما رو۲۵۰۰ ساله میدونند
در حالی که واقعیت چیز دیگری می باشد. فرهنگ ما از میان دو رود تا شهر سوخته سیستان و تپه ی
خشتی کرج فرهنگ و تمدنی بسیار با شکوه تر از حتی ۱۵۰۰۰ سال می سازد.
نگاهی داریم به اکران فیلم ۳۰۰ یکی از بزر گترین دروغ های سینمای تاریخ دنیا.
فیلم ۳۰۰. کاری از اسنایدر . با بازی: جرارد باتلر . لنا هیدی . دومینیک وست . دیوید وینام و وینسنت
ریگان.

هیچ فیلمی در تاریخ سینما به اندازه ی ۳۰۰احساسات ما ایرانی ها را جریحه دار نکرده. حجم مطالب
اظهار نظر ها و واکنش ها یی که در پی اکران فیلم هالیوودی ۳۰۰ در رسانه های فارسی زبان منعکس
شده حیرت آور و در عین حال شادی آور است. این احساسات بالا نشانه ای است از وطن پرستی بی
حد و حصر ما ایرانی ها که همواره در بزنگاه های خاصی از این دست خود را نشان داده است. در ست
است که فیلم ۳۰۰ احساسات ما ایرانی ها را جریحه دار کرده اما در عین حال باعث شده تا ما بیش از
گذشته در پی پاسداری از ارزش های ملی و فرهنگی و تاریخی مان باشیم . این فیلم به ما یادآوری
میکند که حفظ و بزرگداشت تاریخ باستانی مان باید در صدر اولویت های فرهنگی قرار بگیرد.
۳۰۰ ظاهرا تصویر گر نبد معروفی است که در ۲۴۸۷ سال پیش ( یعنی در ۴۸۰ ۹ قبل از میلاد مسیح.) در
تنگه ترموپیل در یونا ن رخ داد . در این هنگام سپاه عظیم امپراتوری ایران به رهبری خشایا رشا ه
( رودریگو سانتورو) بر سر راه تسخیر آتن در تنگه ترموپیل با ۳۰۰ سرباز کارآزموده ی اسپارتی به رهبری
لئونیداس شاه ( جرارد باتلر) روبرو شد و نبرد مهیبی میان آنها در گرفت . بنابه روایت فیلم گرچه اسپارتی
ها در نبرد پیروز نشدند اما مقاومت دلیرانه ی آنها علیه سپاه پر شمار ایرانی ها و خسارت های عظیمی
که به این سپاه وارد کردند باعث شد تا سربازان خشایار شاه در نبرد سال بعد ازآتنی ها شکست
بخورند.۳۰۰ بر اساس رومان مصوری به قلم فرانک میلر ( منتشر شده در سال۱۹۹۸ ) ساخته شده
است .
این فیلم از حیث سبک و استیل بصری کار قابل توجه ای است.( بر عکس نوع بیان موضوع.)عصاره و بن
مایه ی کار فرانک میلر کاملا به روی پرده انتقال یافته. به این ترتیب شباهت میان فیلم و تصاویر خلق
شده توسط فرانک میلر بسیار زیاد است . ۳۰۰ به اعتقاد برخی ازمنتقدان آمریکایی " قصیده ایست
دررثای مردنگی شجاعت و قهرمانی" .
مردان جنگجوی اسپارتی با بدن های ساخته و پرداخته شان جلوه ی چشم گیری در فیلم دارند و در
عوض سپاه ایرانی هیبتی وحشتناک و غیر انسانی دارند. خشایارشاه فیلم موجودی است خشن دیوانه
سیه چرده همجنس باز با سه متر قد.

................................

سربازان اسپارتی در فیلم ۳۰۰ نماینده ی آزادی و دموکراسی اند و سربازان ایرانی نماینده ی استبداد و
ظلم و بی رحمی . فیلم ظاهری حماسی و افسانه ای دارد. فیلمساز سعی کرده به ضرب استفاده از
تمهیدات سینمایی ( از جمله بازی بارنگ و ارایه ی تصاویر استیلیزه) این نکته را به تماشاگر منتقل کند
که آنچه روی پرده می بیند بیشتر اسطوره و افسانه است تا تاریخ. با این حال اشارت مشخصی تاریخی
در فیلم بیش از آن است که بتوان چشم بر دروغ های تاریخی فیلم بست. ۳۰۰ فیلمی است که برای
دوستداران خشونت و خون طراحی و ساخته شده است. فیلم در دقایق اولیه اش دیدنی و توجه
تماشگر را به خود جلب می کند. اما پس از مدتی این تازگی تصاویر جذابیت خود را از دست میدهد و
آنچه باقی می ماند چیزی است شبیه به بازی های ویدئی/کامپیوتری. در این فیلم پرداخت شخصیت ها
جایی ندارد. همه ی آدم های قصه از حد تیپ فراتر نمی روند. تلاش های فیلمساز برای اضافه کردن درام
و رمانس به قصه فیلم نیز عمدتا نا موفق از کار در امده است.
....
دروغ های تاریخی فیلم ۳۰۰ نکته ای است که تماشگر ایرانی از روی آن عبور نمی کند. ایستادگی ۳۰۰
سرباز اسپارتی در برابر سپاه ۲ ملیون نفری خشایارشاه بزرگترین دروغ فیلم می باشد . دروغ دیگر فیلم
این ادعا است که اگر ایرانی های " مستبد" بر یونانی های " دموکرات" پیروز می شدند و آن ها را نابود
می کردند تمدن با شکوه مغرب زمین در سده های بعد هرگز به وجود نمی آمد .حالا پرسش این است که
ریشه ی این دروغ ها و تحریف ها در کجاست؟
من سعی می کنم به اختصار توضیحاتی در این باره ارائه کنم. دولت های استعماری غرب از قرن ۱۷
میلادی در اندیشه تسخیر کشورهای مشرق زمین و چپاول منابع طبیعی آنها بوده اند .
استعمار غرب برای نیل به این هدف به زمینه چینی های فرهنگی خاص نیاز داشت . غربی ها باید
چیزی غیر واقع را ثابت می کردند و آن هم این بود که تمدن آنها برتر از تمئن شرقی است و این راهی بود
برای فرودست نگاه داشتن ملت های شرق. مورخین و محققین غربی تصمیم گرفتند سرزمین های خود
را وارث تمدن یونای جلوه دهند و تمدن و فرهنگ درخشان ایرانی را فرودست وکهنه و بی ارزش عنوان
کنند . انها مدعی شدند که همه ی فضایل بشری برآمده از تمدن یونانی است. غرب از این طریق خود را
فرزند تمدن یونان نامید و برای این که شناسنامه جعلی اش را پربارتر سازد ضروری دانست که گذشته
یونا ن را نیز اصیل و پر مایه جلوه دهد .
پس یونان در جنگ های ایران و یونان دوران هخامنشی باید همواره صاحب حق جلوه می کرد و همواره
باید پیروز می شد. و بر عکس ایران همواره باید مغلوب و ستم کار و قاهر و بی تدبیر جلوه می کرد.
به این ترتیب مورخین و مستشرقین مغرض همه فضایل و پاکی های نوع بشر را به یونانی ها و همه
رذایل و پلشتی ها را به نیاکان ما ایرانیها نسبت دادند.
استعمار گران غربی تاریخ ۱۵۰۰۰ هزار ساله ایران را به ۲۵۰۰ سال تقلیل دادند و تمدن های ایلامی و
سومری و بابلی را از آن جدا کردند.
انها با بزرگ نمایی کشور کوچک یونان رقیب قدرتمندی در برابر دولت هخامنشی آفریدند و با وارونه جلوه
دادن جنگ های ترموپیل ماراتون و سالامیس پیروزی های سراسر خیالی یونانیان را در کتاب ها به ثبت
رساندند.
انها به گونه مطلق بارها از " استبداد ایرانی" در برابر " دموکراسی یونانی" دم زدند و شهریاران ایران را
خودکامهنمایاندند در حالی که واقعیت چیز دیگری بود.
این کوروش کبیر بود که اولین بیانیه ی حقوق بشر را صادر کرد. این ایران باستان بود که حکومت هایش
همواره دارای شورایی از بزرگان ومهان بودند که پادشاه با ایشان به رایزنی می پرداخت.
آن چیزی که به نام دانش و فرهنگ یونانی شناخته شده است در اصل ایرانی است. دموکریت و افلاطون
شاگردان مغان دانشمند ایران یودند. پس از یونانیان رومیان نیز از فرهنگ ایران باستان بهره ها بردند.
آنها آیین مهر را کیش رسمی خود کردند از مجلس های ایران اشکانی به نام کهستان و مهستان تقلید
کرده و مجلس سنا را درست کردند و...
سر و صدای بسیاری که یونانیان زیر عنوان " شکست ایران" در قرن های پیش به راه انداختند در حقیقت
هیاهوی بسیار برای هیچ بوده است . برای آتنی های مغرور و متعصب شکست در برابر سپاه ایران نه
تنها حقارت بار بود بلکه غرور آنها را جریحه دار کرد ه بود. شکست برق آسای نیروی منظم یونان هزیمت
سپاهیان یونانی و تخلیه ی شرم آور آتن و انهدام نیروی دریایی آنها مایه ی سر افکندگی و شرم ساری
یونانی ها در برابر نسل های بعدی بود.
بنا به گفته خود هردوت ( مورخی که بیشترین غرض ها را علیه ایرانی ها داشت ) یونانیان بارها از مقابل
سپاه خشایارشاه گریخته بودند و حتی قبل از رسیدن ایرانیان به آتن آنجار ار تخلیه کرده و حاضر به
ایستادگی نشده بودند. اما یونانی ها به رغم شکست در میدان نبرد برروی کاغذ خود را پیروز و فاتح
نشان دادند و به این ترتیب " انتقام " تاریخی خود را از ایرانی ها گرفتند. آنها از خشایار شاه که قطعا
حاکمی خارق العاده و سازمان دهی نایقه بود تصویری برجای گذاشتند که اورا همچون خودکامه ای حقیر
و ناتوان و فاسد . بی عاطفه نشان می دهد.
فیلم ۳۰۰ آخرین نمونه از تحریف های تاریخی در باره ی کشورمان نیست و این تحریف ها و توهین ها
کما کان ادامه خواهد یافت و ما دراین میان باید تاریخ کشورمان را بشناسیم که البته کار دشواری است .
جوان ایرانی تاریخ خود را به درستی بشناسد تا دریابد که نه تنها ملتی بی ریشه و بی بته نیست که
دارای فرهنگ درخشان و پر افتخاری بوده است.
شناخت و احیای تاریخ ایران باستان نیاز به یک عزم ملی دارد. در این سال ها نهایت بی توجوهی را به
تاریخ باشکوه باستانی خویش کرده ایم شاید فیلم ۳۰۰ تلنگری باشد بر وجدان های خفته ی ما ایرانی
های عصر حاضر.
به قول مهدی اخوان ثالث " الحق که برای اهالی ایرانیت این ( بی وفایی در حق تاریخ باستانی ایران)
سخت دردناک است.
البته نباید فراموش شود انمیشن دیگری نیز در هالیوود با عنوان " پرسپولیس " ساخته و بعد از فیلم ۳۰۰
اکران شد که همانند فیلم ۳۰۰ اهانتی به فرهنگ غنی کشورمان بود. واین نشان دهنده تلاش غرب
برای بد جلوه دادن فرهنگ و تاریخ ایران عزیز است.
تاریخ کشورمان نماینگر این است که ما ایرانیان همیشه در سخت ترین لحظه ها بهترین عکسالعمل هارا
از خود نشان دادهایم و نشان میدهیم پس باشد که با ارج نهادن به تاریخ و فرهنگ غنی کشورمان بار
دیگر تاریخ را تکرار کرده و سدی باشیم در مقابل توطئه دشمنان.
.....................
چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما ای جوانان عجم جان من و جان شما

...............
منبع : باکمی تغییر از ماهنامه دنیای تصویر . شماره ۱۷۰
آپ بعد درباره کوروش کبیر.
به نام خداي جهان آفرين حكيم سخن در زبان آفرين
با عرض سلام خدمت تموم بچه هاي آريايي
من سورنا ۲۰ ساله ساكن كرج هستم.
از آنجايي كه به تاريخ و فرهنگ غني و پرشكوه كشور
متمدن خودمون علاقه مند هستم به اين فكر افتادم كه
وبلاگي در باره ي تاريخ و فرهنگ كشورمون ايران براي
دوستداران اين مرز و بوم عرضه كنم.
من عقيده دارم كه هر ايراني مسوليتي در قبال حفظ
فرهنگ و تمدن باشكوه ۱۵۰۰۰ ساله داره.
مسوليتي كه از نيا كان ما از كوروش گرفته تا امير كبير و
زمان حال بر ما واگذار شده .
گذشته پر شكوه ما بر خلاف عقايد با طل كه عقيده دارند
گذشته ديگر گذشته و هيچ تاثيري در اينده ندارد.
در صورتي كه اينده هر مملكت را گذشته ان مملكت
درست مي كند. پس وظيفه خودم دونستم كه
مطالبي هر چند اندك در مورد تاريخ وفرهنگ كشورم
براتون بنويسم. چون اگر همينطور بي توجه باشيم
تاريخ كشورمون طي چند ده ي آينده بطور جدي دچار
تحريف كشورهاي بيگانه مي شود.
كشور هاي كه قدمت انها به ۵۰۰ سال هم نمي رسد
چه برسد هزاره.
كشور هايي كه به خودشون اجازه ميد هند با پشتوانه
فرهنگي تهي به فرهنگ غني كشوري چون ايران با
سابقه فرهنگي تاريخي طولاني كه قدمت اون به
۱۵۰۰۰ سال هم مي رسه تو هين بكنند و بخواهند
كه ملت عزيز ايران را بربر جلوه بدن و خود را داراي
فرهنگ مادر بدونن در صورتي كه وا قعيت هميشه چيز
ديگري بوده است.
منتظر نظرات پر بار شما هستم. با تشكر سورنا.
حضرت محمد(ص): علم اگر در ثريا باشد مرداني از پارس آن را به زير خواهند كشيد.
